✦ دیوان حافظ شیرازی ✦
غزل 46 حافظ؛ گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
متن کامل شعر، پخش صوت، معنی غزل و تعبیر آن
موضوع اصلی: شادی وصال و ارزش حضور محبوب در برابر قدرت و لذتهای ظاهری
مطالعه آرام غزل حافظ
بیتها را در صفحهای خلوت، با اندازه دلخواه و حالت شب بخوانید.
متن غزل شماره 46 حافظ
پخش صوت غزل
برای شنیدن شعر، پخش را انتخاب کنید
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
گو شمع میارید در این جمع که امشب
در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است
در مذهب ما باده حلال است ولیکن
بی روی تو ای سرو گل اندام حرام است
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است
چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
در مجلس ما عطر میامیز که ما را
هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام است
از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر
زان رو که مرا از لب شیرین تو کام است
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مقام است
از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است
خلاصه تعبیر این غزل
این غزل از شادی حضور محبوب، زیبایی لحظههای زندگی و ارزش عشق راستین سخن میگوید. حافظ در بیت نخست، خود را در کنار گل و باده و معشوق چنان خوشبخت میبیند که حتی سلطنت جهان در برابر آن ناچیز جلوه میکند. در بیت دوم، روشنایی چهره دوست را بینیازکننده از شمع میداند و در بیت سوم تأکید میکند که بدون حضور محبوب، حتی خوشیهای معمول نیز برای او لطفی ندارند. بیتهای چهارم تا ششم سرشار از تصویرهای موسیقی، عطر گیسو و شیرینی لب یار هستند. در بیت هفتم، غم عشق به گنجی در دل ویران تبدیل میشود و در بیتهای هشتم تا دهم، حافظ از بیاعتنایی به نام و ننگ و ریاکاری اجتماعی سخن میگوید. بیت پایانی نیز بر ارزش فرصت شادی و موسم گل تأکید دارد. پیام فال آن است که از محبت و فرصتهای واقعی زندگی بهره ببری، در روابط به حضور و صداقت اهمیت بدهی و اجازه ندهی قضاوت دیگران یا نگرانیهای غیرضروری، شادی تو را از بین ببرد.
تعبیر فال حافظ غزل 46
این فال فضای بسیار پررنگی از شادی، عشق، حضور محبوب و بهره بردن از فرصتهای خوش زندگی دارد. در مضمون غزل، زمانی که محبوب حاضر است، بسیاری از نعمتها و لذتهای دیگر در برابر آن کمرنگ میشوند. بنابراین اگر در زندگی منتظر نتیجهای هستید که با حضور یک شخص، یک فرصت یا یک اتفاق مهم معنا پیدا میکند، غزل نشانهای از گشایش عاطفی و رسیدن به حال خوش را در خود دارد.
در عین حال، حافظ نشان میدهد که عشق فقط شادی نیست و «گنج غم» نیز میتواند در دل عاشق جای داشته باشد. بنابراین اگر در مسیر نیت خود فراز و نشیب یا دلتنگی وجود دارد، نباید آن را لزوماً نشانه شکست دانست. پیام کلی غزل این است که وقتی فرصت شادی و همراهی واقعی فراهم میشود، نباید به دلیل حرف مردم، نگرانی از قضاوت دیگران یا وسواس بیش از اندازه، آن را نادیده گرفت.
معنی و مفهوم غزل
حافظ غزل را با تصویری از کامل بودن یک لحظه آغاز میکند: گل در بر، می در کف و معشوق حاضر است. در چنین شرایطی، شاعر خود را آنقدر خوشبخت میبیند که سلطان جهان در نظرش غلام است. سپس میگوید در این مجلس نیازی به شمع نیست، زیرا چهره محبوب مانند ماه کامل مجلس را روشن کرده است. در بیت بعد، حتی باده نیز بدون روی یار برای او بیمعناست. بنابراین در این بخش از غزل، حضور معشوق معیار اصلی ارزش و شیرینی لحظه است.
در ابیات بعد، حافظ توجه خود را به نغمه نی و چنگ، لب محبوب، گردش جام، بوی گیسو و شیرینی لب او معطوف میکند. سپس میگوید تا زمانی که گنج غم محبوب در دل ویرانه اوست، کوی خرابات جایگاه او خواهد بود. در بیتهای بعد، شاعر نسبت خود را با ننگ و نام دگرگون میکند و از سرگشتگی، رندی و نظربازی سخن میگوید. حتی محتسب را نیز در طلب عیش میبیند. پایان غزل با توصیه حافظ به خودش همراه است که در ایام گل و یاسمن و عید صیام، بدون می و معشوق ننشیند؛ یعنی فرصت شادی و عشق را از دست ندهد. :contentReference[oaicite:2]{index=2}
بیت برجسته غزل
در مذهبِ ما، باده، حلال است ولیکن
بیرویِ تو ای سَروِ گُلاندام، حرام است
بیت سوم برای تعبیر عمومی این غزل اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تفاوت میان لذت ظاهری و معنای عاطفی را در تصویری روشن بیان میکند. حافظ در فضای رندانه شعر، باده را در آیین خود حلال میخواند، اما بدون حضور محبوب آن را حرام میداند. این تضاد شاعرانه نشان میدهد که برای عاشق، حضور یار از خود لذت اهمیت بیشتری دارد. بیت نخست نیز شادی وصال را بر سلطنت جهان برتری میدهد و بیت دوم از روشنایی چهره دوست سخن میگوید. بیتهای پنجم و ششم همین معنا را با عطر گیسو و شیرینی لب ادامه میدهند. بنابراین شاهد اصلی برای نیتهای عاطفی و پرسش درباره ارزش رابطه مناسب است. با این حال، نباید آن را حکم شرعی، توصیه به مصرف الکل یا نشانه قطعی علاقه متقابل دانست.
تعبیر این غزل برای نیتهای مختلف
موضوع مورد نظرتان را انتخاب کنید تا برداشت مرتبط با آن را بخوانید.
تعبیر عاشقانه
در نیت عاشقانه، این غزل از حضور و اهمیت بسیار زیاد محبوب سخن میگوید. تصویر اصلی غزل زمانی کامل میشود که معشوق حاضر باشد؛ حتی باده و شادی بدون او برای حافظ معنا و لذت کافی ندارند. اگر شخص خاصی در ذهن شماست، غزل نشان میدهد که احساس شما نسبت به او سطحی و گذرا نیست و حضور یا نبود او تأثیر زیادی بر حال دل شما دارد. اگر میان شما فاصله یا دلتنگی وجود دارد، مضمون «گنج غم» نشان میدهد که این دلتنگی از عمق علاقه سرچشمه میگیرد؛ با این حال، بهتر است در کنار احساس، رفتار واقعی و میزان توجه دو طرف را نیز در نظر بگیرید.
تعبیر گشایش
گشایش در این غزل بیشتر به معنای یافتن شادی، صمیمیت و آرامش در زندگی است. بیت نخست از خوشبختیای سخن میگوید که حتی سلطنت جهان در برابر آن ناچیز است و بیت پایانی بر قدر دانستن فرصتهای شادی تأکید دارد. بیتهای هشتم تا دهم نیز میتوانند الهامبخش استقلال از قضاوتهای سطحی باشند. برای گشایش مالی یا اداری مشخص، شاهد مستقیمی در شعر وجود ندارد.
تعبیر کار و آینده شغلی
در زمینه کار، فضای غزل نشان میدهد که نتیجه مطلوب زمانی ارزشمندتر است که با علاقه و رضایت درونی همراه باشد. اگر در موقعیتی قرار دارید که امکانات خوبی در اختیار دارید اما از آن لذت نمیبرید، شاید لازم باشد ببینید چه چیزی واقعاً برایتان ارزشمند است. بیت نخست نیز میتواند نمادی از کامل شدن چند عامل مطلوب در کنار هم باشد؛ یعنی زمانی که فرصت، توانایی و رضایت شخصی همزمان فراهم شوند. با این حال، در تصمیم شغلی نباید تنها بر هیجان لحظه تکیه کرد و بهتر است منافع عملی را نیز در نظر گرفت.
تعبیر دوراهی و تصمیم
اگر میان دو انتخاب مردد هستی، بیت نخست معیار جالبی پیشنهاد میکند: کدام مسیر در کنار مسئولیتپذیری، معنا و رضایت واقعی بیشتری به زندگی تو میدهد؟ بیت هشتم نیز یادآور میشود که نباید تصمیم را تنها بر اساس نام و ننگ و قضاوت دیگران گرفت. با این حال، احساس خوب به تنهایی کافی نیست. هزینهها، پیامدها و شرایط واقعی هر گزینه را بررسی کن.
پرسشهای رایج درباره این غزل
مهمترین نشانه غزل برای نیت عاشقانه چیست؟
حضور مستقیم و پررنگ معشوق در تمام غزل است. حافظ میگوید بسیاری از لذتها بدون حضور محبوب معنا ندارند و این موضوع نشان میدهد که عشق و همراهی، محور اصلی فال هستند.
«گل در بر و می در کف و معشوق به کام» در فال چه مفهومی دارد؟
این تصویر نماد کامل شدن چند عامل مطلوب در کنار یکدیگر است؛ یعنی شادی، امکانات و حضور فرد یا چیزی که برای دل شما ارزشمند است. در تعبیر فال میتواند نشانه یک دوره رضایت و خوشی باشد.
آیا غزل به حرف مردم و قضاوت دیگران توجهی دارد؟
برعکس، حافظ در بخش پایانی با بازی میان «ننگ» و «نام» نشان میدهد که خود را از داوری رایج جامعه جدا کرده است. برای صاحب فال، این میتواند یادآوری باشد که تصمیمهای مهم زندگی را فقط بر اساس حرف دیگران نگیرد.
وجود «گنج غم» در این غزل نشانه چیست؟
«گنج غم» نشان میدهد که عشق حتی در نبود یا دوری محبوب نیز میتواند ارزشمند و عمیق باقی بماند. بنابراین اگر در نیت شما دلتنگی وجود دارد، این بیت آن را بخشی از عمق احساس میداند، نه لزوماً نشانه پایان آن.
این غزل برای آینده چه پیامی دارد؟
پیام اصلی این است که وقتی فرصت شادی، دیدار یا همراهی ارزشمند فراهم میشود، نباید بیدلیل آن را عقب انداخت. آینده این غزل بیشتر با استفاده از فرصتهای خوب و قدر دانستن لحظههای روشن پیوند دارد.
بیشتر درباره پیام این غزل
درس زندگی از این غزل
درس اصلی این غزل، شناخت ارزش شادی اصیل و تفاوت آن با امتیازهای ظاهری است. حافظ در بیت نخست، حضور محبوب و زیبایی لحظه را چنان ارزشمند میداند که سلطنت جهان در برابر آن ناچیز میشود. این تصویر یادآور میشود که ثروت و قدرت، به تنهایی تضمینکننده خوشبختی نیستند. در بیت دوم، چهره دوست جای شمع را میگیرد و در بیت سوم، حضور محبوب معیار معنا داشتن خوشی میشود. این تصاویر بر اهمیت پیوند عاطفی تأکید دارند، اما در زندگی واقعی نباید تمام آرامش را به یک نفر وابسته کرد. بیتهای چهارم تا ششم با موسیقی، عطر و شیرینی، از تجربه کامل لحظه و توجه به زیباییهای ساده سخن میگویند. در بیت هفتم، غم عشق به گنجی در دل ویران تبدیل میشود. این تصویر نشان میدهد که تجربه عشق همیشه بدون اندوه نیست، ولی رنج دائمی نباید شرط وفاداری دانسته شود. بیت هشتم درباره نام و ننگ، اهمیت استقلال از داوریهای سطحی را مطرح میکند. بیت نهم و دهم نیز با لحنی رندانه، ادعای برتری اخلاقی و رفتار ریاکارانه را نقد میکنند. این نقد میتواند ما را به فروتنی و توجه به کردار واقعی افراد دعوت کند. سرانجام بیت یازدهم، ارزش فرصتهای شادی را یادآور میشود. درس غزل آن است که از محبت، زیبایی و زندگی امروز بهره ببریم، در روابط به صداقت و حضور واقعی اهمیت بدهیم و اجازه ندهیم ترس از قضاوت دیگران یا دلبستگی افراطی، شادی و استقلال ما را از بین ببرد.
پیام کامل حافظ
ای صاحب نیت، حافظ در این غزل تو را به مجلسی سرشار از زیبایی، عشق و شور زندگی دعوت میکند. در بیت نخست، گل در آغوش شاعر است، جام باده در دست او قرار دارد و معشوق نیز به کام اوست. شاعر در چنین لحظهای احساس میکند که حتی سلطان جهان در برابر خوشبختی او جایگاهی ندارد. این تصویر یادآور میشود که خوشبختی همیشه به ثروت، قدرت و موقعیت اجتماعی وابسته نیست. گاهی حضور کسی که دوستش داری، تجربه آرامشی واقعی یا فرصتی برای شادی میتواند از بسیاری از موفقیتهای ظاهری ارزشمندتر باشد. اگر مدتهاست درگیر رسیدن به هدفی بزرگ شدهای، شاید لازم باشد از خود بپرسی کدام نعمتهای امروز را نادیده گرفتهای. در بیت دوم، حافظ میگوید شمع به مجلس نیاورید، زیرا چهره دوست همچون ماه تمام، مجلس را روشن کرده است. این اغراق شاعرانه بر تأثیر حضور محبوب تأکید دارد. در زندگی واقعی نیز بعضی رابطهها به انسان احساس امنیت، نشاط و امید میدهند. اما بهتر است این احساس با احترام، اعتماد و رفتار متقابل همراه باشد. در بیت سوم، شاعر میگوید در آیین عاشقانه او باده حلال است، ولی بدون دیدار محبوب حرام میشود. این سخن بیان شاعرانه ارزش حضور یار است، نه حکم شرعی یا توصیهای درباره نوشیدن الکل. پیام نمادین آن است که ظاهر شادی بدون معنا و پیوند عاطفی، ممکن است برای انسان کافی نباشد. اگر نیت تو عاطفی است، شاید بهتر باشد به جای تمرکز بر هدیهها، تشریفات یا نشانههای ظاهری، کیفیت واقعی رابطه را بررسی کنی. بیت چهارم، گوش شاعر را متوجه نی و چنگ و چشم او را متوجه لب یار و گردش جام نشان میدهد. این تصویر از حضور کامل در لحظه سخن میگوید. گاهی انسان آنقدر در گذشته یا آینده غرق میشود که حتی هنگام تجربه لحظهای خوش نیز آرامش ندارد. حافظ یادآور میشود که میتوان به زیباییهای اکنون توجه کرد. در بیت پنجم، شاعر میگوید در مجلس ما عطر نیاورید، زیرا بوی گیسوی محبوب برای خوشبو کردن جان کافی است. در بیت ششم نیز شیرینی لب یار را بر قند و شکر ترجیح میدهد. این دو بیت بر یگانگی محبوب در نگاه عاشق تأکید دارند. اگر کسی در زندگی تو جایگاهی ویژه دارد، شاید لازم باشد ارزش حضور و رفتار واقعی او را بهتر بشناسی. البته شیفتگی نباید باعث شود تفاوت میان خیال و واقعیت را نادیده بگیری. در بیت هفتم، فضای شعر تغییر میکند. حافظ از گنج غم محبوب در دل ویران سخن میگوید و کوی خرابات را جایگاه خود میداند. این تصویر نشان میدهد که عشق در نگاه شاعر فقط شادی ظاهری نیست؛ گاهی اندوه و دلبستگی نیز بخشی از تجربه عاشقانهاند. اما در زندگی واقعی، رنج دائمی نباید نشانه ارزشمند بودن رابطه تلقی شود. اگر رابطهای تو را فرسوده کرده، لازم است درباره مرزها، احترام و سلامت آن تأمل کنی. در بیت هشتم، حافظ نسبت خود با نام و ننگ را وارونه میکند. او نشان میدهد که داوری اجتماعی همیشه معیار حقیقت نیست. شاید تو نیز از قضاوت دیگران درباره تصمیمی شخصی میترسی. این بیت میتواند به تو یادآور شود که ارزشهای واقعی خود را بشناسی و تنها برای جلب تأیید جمع زندگی نکنی. با این حال، آزادگی به معنای بیاعتنایی به مسئولیت یا آسیب رساندن به دیگران نیست. در بیت نهم، شاعر با لحنی رندانه خود را میخواره و سرگشته و نظرباز معرفی میکند و میپرسد چه کسی در این شهر مانند ما نیست. این بیت، ادعای پاکی مطلق و برتری اخلاقی دیگران را به چالش میکشد. در بیت دهم نیز محتسب را در طلب عیش مدام نشان میدهد و به ریاکاری اجتماعی کنایه میزند. اگر در محیطی قرار داری که ظاهر افراد با رفتار واقعی آنان تفاوت دارد، بهتر است قضاوت خود را بر پایه شواهد و کردار قرار دهی. اما این ابیات مجوز بدگمانی به همه مردم نیستند. سرانجام در بیت یازدهم، حافظ به خود سفارش میکند که در موسم گل و یاسمن و عید صیام، فرصت شادی را از دست ندهد. این بیت پایانی، غزل را به فضای روشن آغاز آن بازمیگرداند. پیام نهایی برای تو آن است که زندگی را فقط به انتظار آینده موکول نکنی. اگر فرصتی برای محبت، دیدار، آشتی یا تجربهای دلپذیر وجود دارد، آن را با آگاهی و احترام بررسی کن. اگر از نظر دیگران میترسی، میان قضاوت بیپایه و نقد سازنده تفاوت بگذار. اگر عاشق هستی، در کنار اشتیاق، به واقعیت رفتار طرف مقابل توجه کن. خوشبختی در این غزل بیش از آنکه به قدرت و دارایی وابسته باشد، با حضور، معنا، صمیمیت و توانایی لذت بردن از فرصتهای زندگی پیوند دارد.
تعبیر فال حافظ برداشتی ادبی و الهامبخش از غزل است؛ برای تصمیمهای مهم، شرایط واقعی زندگی را نیز در نظر بگیرید.